محمد داودی نامقی

وبلاگ شخصی

چشمهایم را میبندم و جهان می میرد

« آواز عاشقانه‌ی دختر دیوانه »

سیلویا پلات

برگردان: ملیحه بهارلو

چشم‌هایم را می‌بندم و همه‌ی جهان می‌میرد ؛
پلک‌هایم را می‌گشایم و همه چیز دوباره زاده می‌شود.
( فکر می‌کنم که تو را در ذهن‌ام ساخته‌ام. )

ستاره‌ها، آبی و سرخ، برای رقص بیرون می‌روند،
و سیاهی مطلق در درون می‌تازد:
چشم‌هایم را می‌بندم و تمام جهان می‌میرد.

خواب دیده‌ام که در خواب افسونم کردی
و آواز ماه غمگین را خواندی، و مرا دیوانه‌وار بوسیدی.
(فکر می‌کنم که تو را در ذهن‌ام ساخته‌ام. )

خدا از آسمان برمی‌گردد، آتش جهنم محو می‌شود:
فرشته‌ها و شیطان بیرون می‌روند:
چشم‌هایم را می‌بندم و تمام جهان می‌میرد.

تصور می‌کنم تو از راهی که گفتی، باز می‌گردی،
اما من پیر می‌شوم و نامت را فراموش می‌کنم.
( فکر می‌کنم که تو را در ذهن‌ام ساخته‌ام. )

باید به جای تو عاشق مرغ توفان می‌شدم؛
بهر حال هنگام بهار، آنها دوباره برمی‌گردند و آواز می‌خوانند.
چشم‌هایم را می‌بندم و همه‌ی جهان می‌میرد.
(فکر می‌کنم که تو را در ذهن‌ام ساخته‌ام. )

محمد داودی نامقی هستم، ساکن مشهد، زبان فرانسه خوانده ام و به ادبیات، هنر، سیاست، روانشناسی و خیلی چیزهای دیگر علاقه مندم، علاقه اصلیم اما سینماست،فیلم نگاه میکنم و به شما هم توصیه میکنم فیلم نگاه کنید، نه اینکه فقط ببینید، نگاه کنید، درباره فیلمها بخوانید و بنویسید. من هم سعی میکنم همین کار را بکنم
Designed By Erfan Powered by Bayan