محمد داودی نامقی

وبلاگ شخصی

محمد داودی نامقی

وبلاگ شخصی

محمد داودی نامقی

محمد داودی نامقی هستم، ساکن تهران، زبان فرانسه خوانده ام و به ادبیات، هنر، سیاست، روانشناسی و خیلی چیزهای دیگر علاقه مندم، علاقه اصلیم اما سینماست،فیلم نگاه میکنم و به شما هم توصیه میکنم فیلم نگاه کنید، نه اینکه فقط ببینید، نگاه کنید، درباره فیلمها بخوانید و بنویسید. من هم سعی میکنم همین کار را بکنم

طبقه بندی موضوعی

۲ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «این یک نقد نیست» ثبت شده است

گناه، برزخ، اخلاق، وجدان، حادثه، عقوبت اینها کلید واژه های کارهای مک دونا، نویسنده و کارگردان تئاتر و سینمای ایرلندی بریتانیایی است. از مک دونا تا کنون نمایشنامه ها متعددی اجرا شده یا فیلمنامه های مختلفی روی پرده نقره ای رفته است. آخرین فیلم او نیز در اسکار امسال نامزد دریافت بهترین فیلمنامه اصیل و بهترین فیلم بود. اما در بروژ فیلم قدیمی تر و کمتر دیده شده اوست که قلم قوی و هوش سرشار مک دونا را میتوان از صحنه به صحنه، دیالوگ به دیالوگ و نما به نمای فیلم درک و دریافت کرد. ری یک آدمکش است که در اولین ماموریت خود به اشتباه بچه ای را هدف قرار داده است و اکنون از عذاب وجدان رنج میکشد. از طرفی او و کن بعد از این خرابکاری به شهر بروژ در بلژیک فرستاده شده اند تا ظاهرا آبها از آسیاب بیفتد. بعدها میفهمیم رئیس آنها (هنری) این دو را به بروژ فرستاده تا قبل از اینکه به کن دستور حذف ری را بدهد، ری شهر زیبای بروژ را ببیند در صورتی که ری بر خلاف کن از شهر متنفر است. کن در لحظه آخر از کشتن ری صرف نظر میکند و این باعث میشود خود هنری برای کشتن او به بروژ بیاید.
در بروژ فیلمی درباره کیفیت قضاوت اخلاقی است. درباره افتادن در برزخ عذاب وجدان و جنگیدن یا تسلیم شدن در برابر آن. مک دونا به زیرکی شهر بروژ را انتخاب کرده است، شهری قدیمی با آثار باستانی متعلق به قرون وسطی که انگار قرار است برزخ شخصیت ها باشد. بعد از اینجا آنها به بهشت میروند یا جهنم بستگی به اعمال و قضاوت های خود آنها دارد. اعمالی که اکنون و در همین دنیا انتخاب میکنند و نتیجه آن را نیز در همین کره خاکی دریافت خواهند کرد.
پی نوشت: لذت خواندن نمایشنامه های مک دونا را از دست ندهید. مرد بالشی، ستوان آینیشمور، مراسم قطع دست در اسپوکن، ملکه زیبایی لی نین و ...

  • محمد داودی نامقی

شعله ور فیلم جدید حمید نعمت الله به سبک و سیاق چند فیلم اخیر او ما را با شخصیتی روبرو میکند که در حال سقوط است. اگر در آرایش غلیظ مسعود با مکر خودش و نیرنگ خودش سقوط میکند، اگر در رگ خواب مینا با عدم عزت نفس و سادگی خودش را به ورطه نابودی میکشد در شعله ور فرید که پدری سابقا معتاد و در حال ترک است با حقیر شمردن خود و حسادت به دیگران خود و اطرافیان خود را به دردسر می اندازد. همچنان تحقیر عضوی لاینفک از دنیای سینمای نعمت الله است (بوتیک، بی پولی، رگ خواب، شعله ور). شخصیت ها برای فرار از تحقیر و شرایطی که آنها را حقیر کرده دست به حرکاتی میزنند که یا بی نتیجه است یا به ضرر خودشان تمام میشود. فرید برای دور بودن از نگاه سنگین خانواده و تحقیر توسط آنها به بهانه کاری به سیستان و بلوچستان میرود و پسرش، نتیجه طلاق فرید از همسرش، بعد از مدتی برای دور بودن از مادر که قصد ازدواج دارد پیش پدر می آید، پدر میخواهد به پسرش نشان دهد آن آدم حقیری که همه نشان میدهند نیست اما همزمان غواصی که قهرمان ملی محسوب میشود به سیستان می آید و پسر فرید به او و کارش علاقه نشان میدهد. از اینجا تخم حسد و کینه فرید نسبت به غواص کاشته میشود و او سعی میکند هر طور شده غواص را خار و خفیف کرده و نظر پسرش را به خودش جلب کند. انتخاب سیستان و بلوچستان به دو جهت اهمیت و کارکرد داستانی قابل قبولی دارد. یک اینکه خود این اقلیم همواره قربانی محرومیت ها و تحقیرهایی بوده و این را از گوشه گوشه این خاک میشود حس کرد و دیگری این که میتوان آن را آینه درون آشفته و خشک و شعله ور فرید دید.  زمان فیلم کمی طولانی است و میشد با توجه به تمرکز داستان بر شخصیت فرید روند اتفاقات را سریعتر کرد چون برای برخی مخاطبان دنبال کردن  فرید به تنهایی در این مدت طولانی شاید سخت باشد. اما از طرف دیگر تصاویر فیلم جذاب و قاب ها چشم نوازند. گرچه خیلی از دنبال کنندگان کارهای نعمت الله مثل خودم معتقد هستیم که هنوز بوتیک بهترین کار اوست اما نمیتوان از تجریه دیدن شعله ور به سادگی گذشت. دنیای فیلمهای او همیشه دنیایی است که میخواهیم ببینیم ولی دوست نداریم در آن باشیم و این خود به تنهایی دلیل خوبی برای رفتن به سینما و تماشای کارهای اوست.

امتیاز: 3.5 از 5

  • محمد داودی نامقی