محمد داودی نامقی

وبلاگ شخصی

محمد داودی نامقی

وبلاگ شخصی

محمد داودی نامقی

محمد داودی نامقی هستم، ساکن تهران، زبان فرانسه خوانده ام و به ادبیات، هنر، سیاست، روانشناسی و خیلی چیزهای دیگر علاقه مندم، علاقه اصلیم اما سینماست،فیلم نگاه میکنم و به شما هم توصیه میکنم فیلم نگاه کنید، نه اینکه فقط ببینید، نگاه کنید، درباره فیلمها بخوانید و بنویسید. من هم سعی میکنم همین کار را بکنم

طبقه بندی موضوعی

۱۰ مطلب با موضوع «کتاب» ثبت شده است


میتوانم تصور کنم اگر #آگاتا_کریستی نویسنده نمیشد میتوانست یک قاتل حرفه ای و زیرک باشد. کسی که سالها مامورین پلیس به دنبال حل راز جنایت های او و دستگیری اش سردرگم و گیج به دور خود بچرخند. برای اثبات این ادعا هم نیازی به خواندن تمام رمانهای پلیسی او و دنبال کردن ماجراهای یکی از عجیب ترین و دوست داشتنی ترین کاراگاه های تاریخ ادبیات یعنی #هرکول_پوارو نیست. چه همه ما او را میشناسیم و اگر کتابهای پوارو را نخوانده باشیم قطعا سریال پوارو را با بازی بی نظیر و به یاد ماندنی دیوید سوشای به یاد داریم. اما یک اثر به یاد ماندنی او که اتفاقا خبری از پوارو در آن نیست خود به تنهایی نبوغ این نویسنده خانم انگلیسی را فریاد میزند.


  • ده سرخ پوست کوچولو بودند... سپس هیچ یک باقی نماندند

ده سرخپوست کوچک رفتند شام بخورند

یکی خود را خفه کرد و سپس نه تا باقی ماندند.

نه سرخپوست کوچک تا دیروقت نشستند،

یکی به خواب رفت و سپس هشت تا باقی ماندند.

هشت سرخپوست کوچک به دِوُن رفتند،

یکی گفت همینجا میمانم و سپس هفت تا باقی ماندند.

هفت سرخپوست کوچک هیزم میشکستند،

یکی خود را تکه تکه کرد و سپس شش تا باقی ماندند.

شش سرخپوست کوچک با کندو بازی میکردند،

یکی را زنبور نیش زد و سپس پنج تا باقی ماندند.

پنج سرخپوست کوچک به دادگاه رفتند،

یکی قاضی شد و سپس چهار تا باقی ماندند.

چهار سرخپوست کوچک به به دریا رفتند،

یکی را ماهی قرمز بلعید و سپس سه تا باقی ماندند.

سه سرخپوست کوچک به باغ وحش رفتند،

یکی را خرس بزرگی بغل کرد و سپس دو تا باقی ماندند.

دو سرخپوست کوچک در آفتاب نشتند،

یکی سوخاری شد و سپس یکی باقی ماند.

یک سرخپوست کوچک تنها ماند،

او رفت و خود را دار زد و سپس هیچ کدام باقی نماندند.


این شعر کودکانه که برای آموزش شمارش اعداد به کار میروند دستمایه داستانی جنایی شده که به گفته خود کریستی پیچیده ترین و مشکل ترین کار اوست و در بین مخاطبان و خوانندگان هم از محبوبترین ها به شمار میرود. ۱۰ نفر که همدیگر را ندیده اند و نمیشناسند، هر یک به بهانه ای، به یک جزیره دعوت میشوند تا با آقا و خانم اوون به عنوان میزبان ملاقات کنند. وقتی همگی منتظر میزبان خود هستند صفحه ای از گرامافون پخش میشود که هر یک از آنها را به جرم قتلی در گذشته محکوم میکندو پس از آن دقیقا مطابق شعر بالا هر کدام به نوبت کشته میشوند.


دوست دارم به  یکی دو نکته جالب درباره این داستان اشاره کنم. یک اینکه ایده این داستان چنان حیرت انگیز و بکر بود که بعد از گذشت ۸۰ سال از زمان نگارش آن هنوز هم شاهد اقتباس های وفادارانه و آزادی از آن هستیم. دوم اینکه قدرت آگاتا کریستی در ایجاد رعب و وحشت بدون تصویر کردن صحنه های خشن و بیرون کشیدن دل و روده شخصیت ها کاملا مشخص است. اتفاقی که در داستان ها و فیلمهای مشابه این روزها به امری عادی و حتی مسلم تبدیل شده است. تا جایی که در یکی از اقتباسهای به نسبت وفادارانه از همین رمان که در ادامه بیشتر به آن میپردازم شاهد اضافه کردن چنین صحنه های صرفا برا جذابتر کردن اثر به زعم سازندگان هستیم. اهمیت و ارزش کار بانوی نابغه در استفاده از ترس همه ما از ناشناخته هاست. چیزی که بیشتر از همه مارا میترساند آنچیزی است که از آن‌ سر‌ در نمیاوریم و میخواهیم مانند یکی از شخصیت های همین قصه با داستان سرایی و توسل به ماورا الطبیعه آن را توجیه کنیم...


و هیچوقت هیچکس نماند

اقتباس های مختلف سینمایی و تلویزیونی مختلف و متعددی از این اثر صورت گرفت. نسخه ای که من میخوام در موردش صحبت کنم یک مینی سریال است که در سال ۲۰۱۵ توسط #بی_بی_سی ساخته شد و شبکه #منوتو هم آنرا دوبله و پخش کرد. همانطور که گفتم این سریال دست به ابداعاتی برای جذاب تر کردن سریال به زعم سازندگان زد. مثلا ایجاد رابطه ای بین ورا کلیثورن و فیلیپ لمبارد که در رمان وجود ندارد. یا دراماتیزه کردن نحوه قتل ها چیزی است که با رمان تفاوت دارد. غیر از اینها اما با تصاویری جذاب و روایتی خوب روبرو هستیم. از جمله تصاویری که برای اولین بار از جزیره میبینیم نفس گیر هستند. استفاده از امکانات بصری برای هرچه بهتر روایت کردن رمان به خوبی انجام گرفته. مثلا فلش بک هایی به خاطرات شخصیت ها و نوع تصویر برداری آن خیلی جذاب است.

در انتها شما را دعوت میکنم اول به خواندن رمان و سپس دیدن این سریال برای آخر هفته ای پر از هیجان و لذت ناب...

  • محمد داودی نامقی

در سال‌های اخیر کتاب‌های متعددی در باب نگارش متون مختلف داستانی و نمایشی منتشرشده‌اند. این کتاب‌ها به معرفی این متون و عناصر مختلف آن و همین‌طور روش نگارش آن پرداخته‌اند. علاقه‌مندان به این حوزه با مطالعه این کتاب‌ها و تحقیق در این زمینه به روش‌های مختلف پیشنهادی در باب نگارش رمان، داستان کوتاه، فیلم‌نامه و نمایشنامه دست پیدا می‌کنند و می‌توانند ایده‌های خود را از فعل به عمل درآورند. اما مشکلی که برای نویسندگان تازه‌کار وجود دارد اغلب نحوه اجرای این آموخته‌ها در عمل است. سؤالات مختلفی ذهن علاقه‌مندان و تازه‌واردان به این حوزه را مشغول می‌کند که باوجود مطالعه کتاب‌های مختلف و شرکت در کارگاه‌های مختلف همیشه بی‌پاسخ می‌ماند. نویسنده جوان یا تازه‌کار اغلب برای رفع این سؤالات یا حل موانع سر راه خود تنها مِهم‌اند. یکی از سؤالات اساسی این است که چطور یک متن بلند داستانی یا نمایشی را آن‌طور که در ذهن دارم بنویسم. چطور حواسم به همه جنبه‌های داستان باشد یا چطور همه ویژگی‌های موردنظر شخصیت‌های خود را در داستان خود جا دهم بدون اینکه چیزی را جا بیندازم. در نگارش یک رمان 300 صفحه‌ای یا یک فیلم‌نامه 120 صفحه‌ای از کجا بدانم که نقطه‌های عطف را کجا قرار داده‌ام یا اطلاعات موردنیاز خواننده یا مخاطب داستان خود را زودتر از موعد مقرر ارائه داده‌ام یا خیر. اما اکسل چه کمکی میتواند به حل این مسئله بکند. در ادامه مطلب پاسخ این سوال داده شده است.

.

  • محمد داودی نامقی

کتاب معامله پرسود مجموعه ای از داستانهای کوتاه از نویسندگان شناخته شده ادبیات جهان است. داستانهایی که شاید بتوان گفت تم یا درون مایه راز آلودی یا راز آمیزی بین همه آنها مشترک است. تقریبا در هر داستانی میتوان عاملی را یافت که یا راز آمیز است و یا معماست. از نویسندگان این مجموعه میتوان به ایتالو کالوینو، دینو بوتزاتی، میخائیل بولگاکف، پریمو لوی، ری بردبری و غیره نام برد. انتخاب و ترجمه داستانها کار مژده دقیقی است و انتشارات نیلوفر آنرا منتشر کرده است.

به شخصه از خواندن این مجموعه لذت بردم و به دوستانم توصیه میکنم

معامله پر سود
  • محمد داودی نامقی

نظر افراد عادی و غیر کارشناس چقدر مهم است؟


ابراهیم مکی، نویسنده، فیلمنامه و نمایش نامه نویس در کتاب مقدمه ای بر فیلمنامه نویسی میگوید:
در مورد نظرخواهی از افراد عادی اما، باید دقت کرد که شنونده فیلمنامه (بخوانید مخاطب هر اثر هنری) مرعوب تکنیک و تخصص نویسنده (بخوانید خالق اثر هنری) نشود و فکر نکند اثری که نویسنده ای همچون او به وجود آورده است، به جهت دانش و بینشی که در این زمینه دارد حتما بدون ایراد خواهد بود و اگر عیبی به نظرش میرسد لاجرم باید ناشی از بی اطلاعی خود او باشد و بهتر است برای کتمان جهل خود در این زمینه، دم فروبندد؛ و با این توجیه صاحب اثر را از اظهار نظر صادقانه و احیانا سازنده خود محروم سازد.


مقدمه بر فیلمنامه نویسی و کالبد شکافی یک فیلمنامه - ابراهیم مکی - انتشارات سروش

خالقین اثر هنری هرگز نباید خود را جدا از مردم بدانند و خود را ملزم به شنیدن نظرات و انتقادات توده مردم کنند. اصالت هنر در تاثیر پذیری و تاثیر گذاری متقابل بر توده مردم است

  • محمد داودی نامقی


مجموعه شعری است سروده فریبا شادلو در 102 صفحه که توسط نشر چشمه منتشر شده است. شعرها موجز و البته تاثیر گذارند. در همه شعرها میتوان احساسات لطیف و نگاه عمیق سراینده را حس کرد. مجموعه شعری از شاعری جوان که پختگی را در خلال شعرهایش میتوانید کشف کنید. به دوستان کتاب خوانم توصیه میکنم این کتاب خوب را.

--------------------------------------------------------------------

آنقدر که به تو فکر میکنم

کودکی متولد خواهد شد

بی آنکه مرا در آغوش گرفته باشی

کودکی با چشمان تو و لبهای من


  • محمد داودی نامقی


در اینجا کسی حرف مرا نمی‌خواند، کسی به کمک من نمی‌آید، حتی اگر به همه مردم گفته شود که مرا یاری کنند، هیچ در و پنجره‌ای باز نمی‌شود، همه به رختخواب می‌روند و شمد خود را بر سر می‌کشند... کسی مرا به جا نمی‌‌آورد...

گراکوس شکارچی - داستان کوتاهی از فرانتز کافکا


  • محمد داودی نامقی

مرگ فروشنده نمایشنامه معروف آرتور میلر یکی از شاخص ترین تراژدی های مدرن ادبیات نمایشی است. نگاه انسانی اثر و نقد میلر از جامعه سرمایه داری و رویای آمریکایی اثری اعتراضی به دست ما میدهد که محدود به زمان و مکان خاصی نیست. در هر جامعه ای و هر زمانی که اختلاف طبقاتی وجود داشته باشد و انسانها مانند چرخ دنده در لای سیستم استثمارگر مسخ شوند و به میل اربابان سرمایه به چرخش در آیند مرگ فروشنده مفهوم پیدا میکند و تازگی دارد.

(مرگ فروشنده - نشر قطره - ترجمه عطالله نوریان)

بر روی ادامه مطلب کلیک کنید...

  • محمد داودی نامقی

مقدمه

قصد بررسی اقتباس انجام‌شده از داستان شب‌های روشن، نوشته ماندگار داستایوفسکی راداریم. چندین فیلم از این اثر اقتباس‌شده‌اند. در سال 1957 میلادی Le Notti Bianche (شب‌های سپید) به کارگردانی و فیلم‌نامه‌ای از ویسکونتی و دامیکو ساخته شد. در سال 1971 روبر برسون با فیلم‌نامه اقتباسی که خودش نگاشته بود فیلم 4 nuit d’en reveur (4 شب یک خیال‌باف) را ساخت. و در ایران هم در سال 1381 شمسی فرزاد مؤتمن با فیلم‌نامه سعید عقیقی برداشت خود از این اثر بزرگ ادبیات را ارائه کرد. در این یادداشت سعی می‌شود شباهت‌ها و تفاوت‌های اثر داستایوفسکی با فیلم‌های ویسکونتی و مؤتمن بررسی شود و نگاهی کلی به این اقتباس انجام‌گرفته داشته باشیم. البته آثار متعدد دیگری ازجمله تله‌فیلم، تئاتر و فیلم سینمایی از این اثر یا اقتباس‌شده‌اند یا برداشت آزادی از آن هستند که قاعدتاً در این نوشته فرصت پرداختن به آن‌ها را نداریم.


  • محمد داودی نامقی


کتابی عالی درباره عکس، ۳۹ عکس و ۳۹ مقاله درباره آنها به قلم یوریک کریم مسیحی که به زیبایی و استادی هرچه تمام تر شرح بر هر عکس نوشته. عکسها از عکاسان بزرگ تاریخ همچون روث اورکین، رابرت کاپا، هنری کارتیه برسون، سباستیائو سالگادو و دیگر عکاسان بزرگ تاریخ گردآوری شده و در مجموعه ای ارزشمند گرد هم آمده، توصیه شدید میشود... برای سلامتی خودتان البته
#در_جهت_عکس #یوریک_کریم_مسیحی #عکس #عکاسی #رابرت_کاپا #هنری_کارتیه_برسون #روث_اورکین #عکاس #عکس_جنگ #عکس_خبری #کتاب #کتابخوانی #کرم_کتاب #بوک #۳۹عکس #۳۹جستار

  • محمد داودی نامقی


راه رفتن خوب است. همیشه خوب بوده است. همیشه به درد می خورد. وقتی فقیری و کرایه تاکسی گران تمام می شود. وقتی ثروتمندی و چربی های بدنت با راه رفتن آب می شود. اگرهم بخواهی ازفکرخالی بشوی باز هم باید راه بروی. برای احساس کردن زندگی در شلوغی خیابان ها باید راه بروی وبرای از یادبردن آزار و بی مهری مردم باز هم باید راه بروی

از داستان های خوب ایرانی که خوندم، تسلط فریبا وفی بر روی لحن و سبک شخصی او از نقاط قوت این اثر است.

#کتاب پرنده من

فریبا وفی


  • محمد داودی نامقی