محمد داودی نامقی

وبلاگ شخصی

تیرز کتاب آناناس

تیزر کتاب آناناس اثر آقای وحید حسینی ایرانی که شامل داستانهای خیلی کوتاه ایشان است آماده شد و برای مشاهده علاقمندان در اختیار قرار میگیرد. نشر نون این کتاب را منتشر کرده است. با تشکر از دوستانم شهریار عبدالله زاده و علیرضا کمالی به ترتیب برای تصویر و تدوین این اثر. و همینطور تشکر از کافه بهمن در مشهد که با همکاری خود ساخت این تیزر کوتاه را میسر کردند.

آناناس

 

 


مدت زمان: 39 ثانیه دریافت
حجم: 6.54 مگابایت

 

خالق اثر هنری و رابطه او با نظر مردم

نظر افراد عادی و غیر کارشناس چقدر مهم است؟


ابراهیم مکی، نویسنده، فیلمنامه و نمایش نامه نویس در کتاب مقدمه ای بر فیلمنامه نویسی میگوید:
در مورد نظرخواهی از افراد عادی اما، باید دقت کرد که شنونده فیلمنامه (بخوانید مخاطب هر اثر هنری) مرعوب تکنیک و تخصص نویسنده (بخوانید خالق اثر هنری) نشود و فکر نکند اثری که نویسنده ای همچون او به وجود آورده است، به جهت دانش و بینشی که در این زمینه دارد حتما بدون ایراد خواهد بود و اگر عیبی به نظرش میرسد لاجرم باید ناشی از بی اطلاعی خود او باشد و بهتر است برای کتمان جهل خود در این زمینه، دم فروبندد؛ و با این توجیه صاحب اثر را از اظهار نظر صادقانه و احیانا سازنده خود محروم سازد.


مقدمه بر فیلمنامه نویسی و کالبد شکافی یک فیلمنامه - ابراهیم مکی - انتشارات سروش

خالقین اثر هنری هرگز نباید خود را جدا از مردم بدانند و خود را ملزم به شنیدن نظرات و انتقادات توده مردم کنند. اصالت هنر در تاثیر پذیری و تاثیر گذاری متقابل بر توده مردم است

اگر تو بودی امروز شنبه بود


مجموعه شعری است سروده فریبا شادلو در 102 صفحه که توسط نشر چشمه منتشر شده است. شعرها موجز و البته تاثیر گذارند. در همه شعرها میتوان احساسات لطیف و نگاه عمیق سراینده را حس کرد. مجموعه شعری از شاعری جوان که پختگی را در خلال شعرهایش میتوانید کشف کنید. به دوستان کتاب خوانم توصیه میکنم این کتاب خوب را.

--------------------------------------------------------------------

آنقدر که به تو فکر میکنم

کودکی متولد خواهد شد

بی آنکه مرا در آغوش گرفته باشی

کودکی با چشمان تو و لبهای من


کسی حرف مرا نمی خواند


در اینجا کسی حرف مرا نمی‌خواند، کسی به کمک من نمی‌آید، حتی اگر به همه مردم گفته شود که مرا یاری کنند، هیچ در و پنجره‌ای باز نمی‌شود، همه به رختخواب می‌روند و شمد خود را بر سر می‌کشند... کسی مرا به جا نمی‌‌آورد...

گراکوس شکارچی - داستان کوتاهی از فرانتز کافکا


بشارتِ باد

دیشب باد از لای در زوزه کشان خودش رو به داخل خانه می‌کشید، توی حیاط سروصدای همه‌چیز درآمده بود و هرچه اونجا بود به درودیوار می‌خورد، بعد که باد خیالش از دست آزار اذیت موجودات بیرون راحت می‌شد میامد سراغ موجودات درون، اما فقط من بیدار بودم، پس تمام سعی‌اش رو می‌کرد که منو بترسونه، باید اعتراف کنم که تو کارشم موفق بود، منو ترسوند، یک حس عدم قطعیت، یک حس تعلیق با خودش آورد، انگار فاجعه‌ای در کمین باشه و این باد نیمه‌شب بخواد با تمام شیطنت و از روی غرض‌ورزی بهت خبر بده تا ببینه صورتت بعد از شنیدن خبر این حادثه قریب‌الوقوع چه شکلی میشه، دیشب میترسیدم از باد نیمه‌شب، امروز با روشن شدن هوا دیدم دلایل خیلی بیشتری دورو ورم برای ترسیدن هست.

از یادداشت های قدیمی


چشمهایم را میبندم و جهان می میرد

« آواز عاشقانه‌ی دختر دیوانه »

سیلویا پلات

برگردان: ملیحه بهارلو

چشم‌هایم را می‌بندم و همه‌ی جهان می‌میرد ؛
پلک‌هایم را می‌گشایم و همه چیز دوباره زاده می‌شود.
( فکر می‌کنم که تو را در ذهن‌ام ساخته‌ام. )

ستاره‌ها، آبی و سرخ، برای رقص بیرون می‌روند،
و سیاهی مطلق در درون می‌تازد:
چشم‌هایم را می‌بندم و تمام جهان می‌میرد.

خواب دیده‌ام که در خواب افسونم کردی
و آواز ماه غمگین را خواندی، و مرا دیوانه‌وار بوسیدی.
(فکر می‌کنم که تو را در ذهن‌ام ساخته‌ام. )

خدا از آسمان برمی‌گردد، آتش جهنم محو می‌شود:
فرشته‌ها و شیطان بیرون می‌روند:
چشم‌هایم را می‌بندم و تمام جهان می‌میرد.

تصور می‌کنم تو از راهی که گفتی، باز می‌گردی،
اما من پیر می‌شوم و نامت را فراموش می‌کنم.
( فکر می‌کنم که تو را در ذهن‌ام ساخته‌ام. )

باید به جای تو عاشق مرغ توفان می‌شدم؛
بهر حال هنگام بهار، آنها دوباره برمی‌گردند و آواز می‌خوانند.
چشم‌هایم را می‌بندم و همه‌ی جهان می‌میرد.
(فکر می‌کنم که تو را در ذهن‌ام ساخته‌ام. )

فیلمهای خوب جشنواره فجر 35

فکر میکنم فیلمهای مهم و مطرح جشنواره 35 ام فیلم فجر را موفق شدم در مشهد ببینم و در این یادداشت سعی دارم خیلی مختصر به آنها بپردازم و معرفی کنم. به این امید که این فیلمها در اکران عمومی با استقبال و اشتیاق تماشاچیان رو برو شوند

برای خوانددن درباره آنها به ادامه مطلب مراجعه کنید....

بهترین قسمت

بهترین قسمتش این بود
که پرده ها را کشیدم
و زنگ در را با پارچه‌های کهنه پوشاندم
تلفن را توی یخچال گذاشتم
و سه روز تمام
در تخت خواب ماندم

و بهتر از همه این بود
که کسی اصلا
دلش برایم تنگ نشد!

#چارلز_بوکوفسکی

نمایشنامه مرگ فروشنده

مرگ فروشنده نمایشنامه معروف آرتور میلر یکی از شاخص ترین تراژدی های مدرن ادبیات نمایشی است. نگاه انسانی اثر و نقد میلر از جامعه سرمایه داری و رویای آمریکایی اثری اعتراضی به دست ما میدهد که محدود به زمان و مکان خاصی نیست. در هر جامعه ای و هر زمانی که اختلاف طبقاتی وجود داشته باشد و انسانها مانند چرخ دنده در لای سیستم استثمارگر مسخ شوند و به میل اربابان سرمایه به چرخش در آیند مرگ فروشنده مفهوم پیدا میکند و تازگی دارد.

(مرگ فروشنده - نشر قطره - ترجمه عطالله نوریان)

بر روی ادامه مطلب کلیک کنید...

رنج نامه فاجعه

ساختمانی در تهران در اثر آتش سوزی فرو ریخت...

مرگ زنی در اثر آتش سوزی در کارگاه پوشاک...

مرگ دلخراش دو کودک افغان در حریق یک گاراژ در تهران...

ایران جزیره ثبات...

۱ ۲
محمد داودی نامقی هستم، ساکن مشهد، زبان فرانسه خوانده ام و به ادبیات، هنر، سیاست، روانشناسی و خیلی چیزهای دیگر علاقه مندم، علاقه اصلیم اما سینماست،فیلم نگاه میکنم و به شما هم توصیه میکنم فیلم نگاه کنید، نه اینکه فقط ببینید، نگاه کنید، درباره فیلمها بخوانید و بنویسید. من هم سعی میکنم همین کار را بکنم
Designed By Erfan Powered by Bayan